جشن بهمنگان

بهمن روز، جشن بهمنگان

جشن بهمنگان در دومین روز از بهمن ماه واقع می‌شود. بهمن از واژه اوستایی وهومن (Vohuman) به معنی اندیشه نیک می‌باشد، وهومن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می‌باشد.

زرتشت برای دریافت پیام‌های اهورایی از وهومن یاری می‌گیرد. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می‌شود. از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می‌شود از کشتار حیوانات سودمند و خوردن گوشت آنان خودداری می‌نمایند و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می‌دهند. این جشن حامی مردان درستکار می‌باشد.

جشن دیگان



 روز دی از ماه دی برابر با 25 آذر، 2، 9، و 17 دی ماه 

 

 دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
 دیگان : دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی در گاهشماری ایرانی

ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید :
" ...  دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه"…
چهار جشن منسوب به «دی»
۱- اورمزد و دی ماه در نخستین روز دی ماه
۲- دی بآذر و دی ماه در هشتمین روز دی ماه
۳- دی بمهر و دی ماه پانزدهمین روز دی ماه
۴- دی بدین و دی ماه بیست و سومین روز دی ماه
که «کوشیار گیلانی» در «زیج جامع» این روزها را " دی جشن " می نامد.

روز دی از ماه دی که در۲۵ آذر ۱۷،۹،۲ دی ماه گاهشمار ایرانی قرار دارد جشن دی‌گان برگزار می‌شود و اکنون زرتشتیان در برخی از شهرها و روستاها یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن می‌گیرند. واژه دی، آفریدن و آفریدگار معنی می‌دهد و در ماه دی غیر از نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام خداوند است، سه روز دیگر به نام‌های دی، بآذر، دی بمهر و دی بدین وجود دارد. بنابراین جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها درماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در تقویم خورشیدی است.

 

شب یلدا

یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست

 

اس ام اس شب یلدا

 

 

باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ،از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
یلدایتان مبارک

53560 93124 600x428 یلدا،جشن زایش خورشید

روز بزرگداشت کوروش کبیر

7 ابان روز بزرگداشت ، کوروش کبیر بزرگ مرد ایران وروز جهانی حقوق بشر و را به دوستداران  این شخصیت بزرگ وبه خصوص مردم ایران زمین تبریک وتهنیت عرض میکنم

File:Pasargade 1.JPG

 

جشن آبانگان

آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود.

آبانگان یکی از جشن‌های ایرانی است که در ستایش و نیایش ایزدبانو  آناهید که ایزد آب‌های روان بوده است، برگزار می‌شده است. زمان برگزاری این جشن در آبان روز از آبان برابر با روز دهم آبان بوده است. که البته  در تقویم امروزی ۴ ابان میشود

جشن مهرگان

مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است

این جشن از روز شانزدهم مهر آغاز می‌شود و شش روز به طول می‌انجامد و در روز ۲۱ مهر به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن رامهرگان عامه و اخرین روز جشن مهرگان خاصه نامیده می‌شود.

ولی در تقویم جدید چون ماهها ی نیمه اول سال  ۳۱ روزه هستند این جشن در ۱۰ مهر در تقویمهای امروزی  برگزار میشود

جشن مردادگان مبارک

 

جشن باستانی مردادگان مبارک باد

در گاهشماری زرتشتیان هر سال دوازده ماه سی روزه دارد و یک پنج روز که به او پنجه می گویند.هر کدام از روز های ماه نامی دارند که در این بین نامهای دوازده ماه نیز وجود دارد مانند فروردین،خرداد،بهمن و ... هر گاه نام روز با نام ماه یکی شود ایرانیان آن روز را جشن می گیرند.روز هفتم هر ماه مرداد نام دارد.جشن مردادگان در روز هفتم مرداد ماه و به مناسبت همنام شدن روز و ماه برگزار می شود.به دليل سی و یک روزه بودن بعضی از ماه ها در گاهشماری خورشیدی روز هفتم مرداد ماه یا همان مردادگان با سوم مرداد برابر می شود.

نام مرداد در اصل «اَمِـرِتات» و بعدها «اَمُـرداد» شد، اما بیش از هزار سال است كه در ادبیات فارسی (و از جمله در شاهنامه فردوسی) بگونه «مُـرداد» بكار رفته و شناخته شده است و كاربرد آن به همین گونه اشتباه نمی‌باشد. اصرار در نگارش آن به گونه «اَمرداد» لازم بنظر نمی‌رسد؛ چرا كه در اینصورت می‌بایست در نگارش بسیاری دیگر از نام‌های متداول در زبان فارسی مانند بهمن و اسفند نیز تجدیدنظر كرد و این شیوه موجب گسستگی تاریخی زبان فارسی می‌شود.

  هفتم مرداد/ مرداد روز   جشن «مردادگان» جشنی در ستایش و گرامیداشت «مُرداد» (در اوستایی «اَمِـرِتات»، در پهلوی «اَمُـرداد») به معنای بی‌مرگی و جاودانگی است. همچنین مرداد نام یكی از اَمْشاسْپَندان در باورهای ایرانی است که نگاهبان گیاهان و رستنی‌ها بشمار می‌رود.

  ابوریحان در آثارالباقیه می نویسد:"امرداد روز، روز هفتم ماه امرداد است و آنروز بواسطه اتفاق افتادن دو نام روز و ماه با هم جشن می گرفتند،معنای امرداد آنست که مرگ و نیستی نداشته باشد.امرداد فرشته ایست که بحفظ گیتی و تربیت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است."

نوشته ای دیگر در مورد جشن مردادگان

نام كامل اين مناسبت جشن مردادگان يا نيلوفر روز هفتم ماه مرداد هر ساله برگزار مي شود ، دليل برپايي اين مناسبت در مرداد ماه ايجاد نوعي حس ملي ميهني در زمان ايران باستان بوده هست . مرداد روز در مرداد ماه كه روز هفتم است، جشن امرداد مي باشد. اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات يا امرداد كه مظهر جاوداني و تندرستي و دير زيستن است. فرشته امشاسپندان نماينده آخرين مرتبه كمالاتست. صفات پاك فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادي زمين و پاكي و نظافت به طور مشروح بيان شد نظريه جهان صفات پسنديده است كه ايرانيان اين روز را جشن مي گرفتند و به شادي مي پرداختند و خود را براي پيروي از فرشته مذكور آماده مي ساختند. در آيين زرتشت، خرداد و مرداد امشاسپندان دركمال و دوام درجهان مينوي و پرستاران آب و گياه درجهان خاكي، ‌همواره دركنارهم جاي دارند. به رغم نقش اين دو، در قانون كمال و تداوم در تكامل و همچنين برخلاف نقششان در پرستاري از آب و گياه، كم تر ازهر امشاسپندي ازآن ها يادشده است . متاسفانه دانش ما در رابطه با مردادگان بسيار ناچيز است

چله تابستون

امروز یه چله از تابستون گذشته وبه قولی چله تابستون هستش .خواستم این روز رو به تمومی همراهام تبریک بگم .مرسی که وبلاگمو نگاه میکنید .

بلندترین روز سال

۱ تیر بلندترین فروغ وروشنایی سال .را بااین امید که زندگیتان پر از فروغ وروشنایی باشه به تمامی دوستان تبریک میگم

50بدر

در پنجاهمین روز از شروع هر سال مردم قزوین در آیین سنتی «پنجاه بدر» با حضور در مصلا‌ها، باغ‌های سنتی و بوستان‌ها ضمن شكرگزاری به درگاه الهی با اقامه نماز، دعا و نیایش شكرگزار نعمت‌های الهی می‌شوند و طلب باران می‌كنند.اگر تا آن روز از سال باران خوبی آمده باشد مردم در مصلی نماز شكر هم به​جا می آورند و از خداوند به جهت نزول باران رحمت سپاسگزاری می كنند، اما اگر سال كم بارانی باشد نماز استسقاء بجای می آورند و طلب باران رحمت می كنند.در اين مراسم
كه با خوشي وشور ونشاط همراه هست غذاي مرسوم  اون آش رشته و دویماج هست كه بسيار هم خوشمزست


جشن فروردينگان مبارک

می دانيم در آيين مزديسنی وقتی نام ماه و روز با هم موافق می افتد آن روز را جشن می گيرند روز نوزدهم فروردين ماه که فروردين روز نام دارد از جمله آنست و آنرا جشن فروردينگان يا فروردگان می گويند يعنی هنگام جشن فروردين روز از فروردين ماه . اين جشن نيز همانطور که از اسمش پيداست به فره وهر درگذشتگان پاک تعلق دارد و بياد روان آنان می باشد.زرتشتيان عموما از بزرگ و کوچک در اين روز به پرستشگاه می روند اوستا می خوانند و به عبادت خدا می پردازند و برای شادی روان درگذشتگان جهت ساختمان های همگانی و رفع احتياج از نيازمندان با دادن پول يا مساعدت های ديگر اقدام لازم بعمل می آورند . نظير اين جشن در اديان ديگر نيز وجود دارد و آنرا جشن اموات می گويند . در نزد هندوان ستايش نياکان (pitara) شبيه فروردگان ايرانی می باشد.رمها نيز ارواح مردگان را باسم مانس پروردگارانی تصور کرده و فديه تقديم آنها می نمودند و عقيده داشتند روح پس از بخاک سپردن بدن بيک مقام بلند می رسد و هر چند آرامگاه آنان در زمين است ولی قادر است در روی زمين نفوذ و تسلطی داشته باشد . بواسطه فديه و قربانی توجه او را از عالم زبرين بسوی خود می کشيدند .ماه فوريه در قبرستانها عيدی برای مردگان می گرفتند و نياز می نمودند.در جشن فروردينگان پارسيان هند به آرامگاه می روند و در معبد آنجا چوب صندل بخور می دهند و موبدان باندر ميوه و گل مراسم آفرينگان خواندن دعا بجا می آورند جشن فروردگان شبه است به عيد (taussaint)نزد عيسويان کاتوليک که در اول ماه نوامبر عيد اموات شمرده می شود و از درگذشتگان ياد نموده و مزار آنان را با گل می آرايند.زرتشتيان ايران در جشن فروردگان بآرامگاه درگذشتگان می روند و اوستا می خوانند و احسان و انفاق می کنند و بوهای خوش به آتش می نهند و هفت جور ميوه خشک از قبيل خرما انجير سنجد کشمش و غيره در اصطلاح لرک نام دارد تهيه می بينند و موبد بر آنها اوستا می خواند و پس از خواندن اوستا که در واقع تبرک می شود بين مردم تقسيم می کنند.علاوه بر لرک ميزد نيز برای انجام مراسم آماده می شود ميزد عبارت است از ميوه های تر و خوراکی هايی است که برای تشريفات آفرينگان گذارده می شود . در اين روز نان مقدس هم که درون نام دارد (در اوستا دره ئونه) می آورند و بمردم می دهند و علاوه بر اين نان ديگری که از روغن کنجد درست می شود و نان گرد است و به سورک معروف است آماده می نمايند سورک مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می کنند و مخصوصا در قبرستان می برند و بمردم می دهند .در اين روز معمولا قسمتی از فروردين يشت و همچنين نمازهای ديگر را که به آفرينگان اردا فروش يا فروردينگان و آفرين بزرگان معروف است می سرايند . در اينجا لازم است ياد آور شويم موبدان و ساير زرتشتيان پيش از خواندن آفرينگان يا قسمتهای ديگر اوستا آداب طهارت بجا می آورند يعنی وضو می گيرند و دست و صورت می شويند که در پهلوی پادياب گفته می شود . جشن فروردينگان بر تمام ايرانيان فرخنده باد و روان درگذشتگانتان شاد باد . پاينده ايران

13 بدر

سيزده‌بدر يكي از بهترين روزهاي نوروز مي‌باشد. مردم پس از انجام 12‌روز برگزاري جشنهاي سال نو، روز سيزدهم را در دل طبيعت مي‌گذرانند. اين روز يك نمايش ملي است. مردم گروهي معتقدند كه براي دور‌كردن نحسي اين روز بايد از خانه خارج شوند و سيزده بدر كنند تا نحسي روز در طبيعت به در شود. در اين روز سبزه‌هاي سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بوده به آب روان مي‌سپارند. خوراكيهاي باقيمانده نوروز، به مصرف مي‌رسد، بساط بازيهاي دسته‌جمعي پهن است. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل مي‌ماند.

۱۳ بدرتون مبارک

مراسم سال نو .قبل وبعد ازسال

مراسم خانه تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند.این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

چهارشنبه سوری

جشن سوري و يا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوري ميخوانيم ، جشني است كه مانند بيشتر جشن هاي ايراني كه به ستاره شناسي بستگي دارند مبدا همه حساب هاي علمي و تقويمي است .

 در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري جهان را نموده و كبيسه پديد آورده و تاريخ كهن را درست و منظم كرده است (1).
بر خلاف بعضي از مناسبت ها اين مناسبت سر منشا اي كهن و باستاني در تاريخ اين آب و خاك دارد ، و پر هجو نيست اگر بگوييم از اهميتي به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

ازين رو شايد از آنچه كه بايسته اين مناسبت تاريخي بوده كمتر به آن توجه شده !
بر ماست كه دست كم در مورد بعضي نكات برجسته آن بيشتر از آنچه تا حال ميدانسته ايم بدانيم.
جشن سوري تنها يك جشن ساده نيست ، جشن سوري يك ياد آوري از گوشه اي از تاريخ غرور آور اين آب و خاك است .

بر خلاف يك تصور نابجا تقديس آتش ، نه به دليل پرستش آن كه در واقع نوعي نشانه و اثر از روشنايي و حقيقت اهورا مزداست و نقشي كنايه اي دارد .

 

ادامه نوشته

سپندارمذگان(روز عشاق ایرانی)

 امروز روز ششم از هفته ی عشق و دوستی وروز سپندار مذگان روز جشن زن وزمین که هر دو مقدس بودند برای ایرانیان است این روز را به تمامی همراهان ودوستان تبریک عرض میکنم
      
در ایران باستان، بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.

یلداتون مبارک

 

يلدا، دختر سياه موي بلند بالا، يادگار نام وطن
ميوه پائيز ايران و عروس زمستان، در راه است
او را بر سفره مهر بنشانيم و با نسل فردا پيوندش دهيم
ايراني بودن را فراموش نکنيم. يلدا مبارکباد

 

يلدا يعني يادمان باشد که زندگي آنقدر کوتاه است که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت
يلدايتان مبارک.

آخر پاييز شد ، همه دم مي زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هايي را که به دست آوردي
بشمار ،تعداد لبخند هايي که بر لب دوستانت نشاندي
بشمار ، تعداد اشک هايي که از سر شوق و غم ريختي
فصل زردي بود ، تو چقدر سبز بودي ؟
جوجه ها را بعدا با هم ميشماريم . . .

ادامه نوشته

جشن های ایران

 
فروردین
۱ فروردین
جشن نوروز/جشن سال نو
۲ فروردین
عيدنوروز
۳ فروردین
عيدنوروز
۴ فروردین
عيدنوروز
۶ فروردین
روز اميد،روزشادباش نويسي
۱۰ فروردین
جشن آبانگاه
۱۳ فروردین
جشن سيزده بدر
۱۷ فروردین
سروش روز،جشن سروشگان
۱۹ فروردین
فروردين روز،جشن فروردينگان

اردیبهشت
۱۰ اردیبهشت
جشن چهلم نوروز
۱۵ اردیبهشت
جشن ميانه بهار/جشن بهاربد

خرداد
۶ خرداد
خرداد روز،جشن خردادگان
۱۳ خرداد
تير روز،جشن تيرگان

تیر
۱ تیر
جشن آب پاشونك،جشن آغاز تابستان
۱۵ تیر
جشن خام خواري

مرداد
۷ مرداد
مرداد روز،جشن مردادگان
۱۰ مرداد
جشن چله تابستان

شهریور
۴ شهریور
زادروز داراب (كوروش)
۴ شهریور
شهريور روز،جشن شهريورگان

مهر
۱۶ مهر
مهر روز،جشن مهرگان
۲۱ مهر
جشن پيروزي كاوه و فريدون

آبان
۱۰ آبان
آبان روز، جشن آبانگان
۱۵ آبان
جشن ميانه پاييز

آذر
۱ آذر
آذر جشن
۹ آذر
آذر روز، جشن آذرگان
۳۰ آذر
جشن شب يلدا

دی
۱ دی
روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان
۸ دی
دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
۱۵ دی
دی به مهر روز، سومین جشن دیگان
۲۳ دی
دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان

بهمن
۲ بهمن
بهمن روز، جشن بهمنگان
۵ بهمن
جشن نوسره
۱۵ بهمن
جشن ميانه زمستان
۲۹ بهمن
جشن سپندارمذگان، روز عشق

اسفند
۵ اسفند
جشن اسفندگان

7 ابان روز بزرگداشت  ، کوروش کبیر

7 ابان روز بزرگداشت  ، کوروش کبیر بزرگ مرد ایران وروز جهانی حقوق بشر و روز بزرگداشت این بزرگوار را به جهانیان وبه خصوص  مردم ایران زمین تبریک وتهنیت عرض میکنم


من کوروش هستم ، شاه هخامنشی

ای مردی که هر که هستی و از هر کجا می‌آیی

زیرا می‌دانم که خواهی آمد

من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید .

با من مشاجره مکن یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است

یک مشت خاک ایران است که پیکر مرا پوشانده!!!

  

 

جشن مهرگان

مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است . «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است.

ادامه نوشته

50 بدر

۵۰ بدر  رسمی قدیم در بعضی از نقاط ایران  بوده  است  که در شهر قزوین قدمت زیادی دارد وهمه ساله در قزوین این مراسم برگزار میشود .خانواده ها وبالاخص بانوان در این روز در مکانی مشخص جمع شده و برای باریدن هرچه بیشتر باران و  زیادشدن  نعمات دعا می کند  .مراسم سنتی ‘پنجاه بدر’ یکی از اصیل ترین آیین های قزوین به شمار می آید که مردم این استان اعتقادات راسخی برای شرکت در آن دارندو هر چیزی که بتوانند در این روز به عنوان نذری پخش می کنند تا به یمن این نذرشان دعای آنها بر آورده شود

۵۰بدر از رسمهای قدیمی ایران است که با آمدن اسلام رنگ وبوی خاصی گرفته ومضامین اسلامی نیز در آن ادغام شده است  ومصادف است با ۱۹ اردیبهشت هر سال  که البته این مراسم در شهر های مختلفی صورت میگرفته است  ودر هر شهر تفاوتهای خاص خود را دارا بوده ولی به صورت پر رنگتر  در بین  مردم قزوین  که در محوطه مصلای راه ری و در میان باغات كهن  منطقه  قزوین از شور و شوق دیگری برخوردار است و انبوه خانواده ها با گردهمایی در آن به اقامه نماز باران ، شكرگزاری و شادی و پایكوبی می پردازند و پس از صرف ناهار و عصرانه شبانگاهان به خانه باز می گردند .

645352_orig.jpg


جشن های  قدیم  ایران





فروردین


۱ فروردین

جشن نوروز/جشن سال نو


۲ فروردین

عيدنوروز


۳ فروردین

عيدنوروز


۴ فروردین

عيدنوروز


۶ فروردین

روز اميد،روزشادباش نويسي


۱۰ فروردین

جشن آبانگاه


۱۳ فروردین

جشن سيزده بدر


۱۷ فروردین

سروش روز،جشن سروشگان


۱۹ فروردین

فروردين روز،جشن فروردينگان





اردیبهشت


۱۰ اردیبهشت

جشن چهلم نوروز


۱۵ اردیبهشت

جشن ميانه بهار/جشن بهاربد





خرداد


۶ خرداد

خرداد روز،جشن خردادگان


۱۳ خرداد

تير روز،جشن تيرگان





تیر


۱ تیر

جشن آب پاشونك،جشن آغاز تابستان


۱۵ تیر

جشن خام خواري





مرداد


۷ مرداد

مرداد روز،جشن مردادگان


۱۰ مرداد

جشن چله تابستان





شهریور


۴ شهریور

زادروز داراب (كوروش)


۴ شهریور

شهريور روز،جشن شهريورگان





مهر


۱۶ مهر

مهر روز،جشن مهرگان


۲۱ مهر

جشن پيروزي كاوه و فريدون





آبان


۱۰ آبان

آبان روز، جشن آبانگان


۱۵ آبان

جشن ميانه پاييز





آذر


۱ آذر

آذر جشن


۹ آذر

آذر روز، جشن آذرگان


۳۰ آذر

جشن شب يلدا





دی


۱ دی

روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان


۸ دی

دی به آذر روز، دومین جشن دیگان


۱۵ دی

دی به مهر روز، سومین جشن دیگان


۲۳ دی

دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان





بهمن


۲ بهمن

بهمن روز، جشن بهمنگان


۵ بهمن

جشن نوسره


۱۵ بهمن

جشن ميانه زمستان


۲۹ بهمن

جشن سپندارمذگان، روز عشق





اسفند


۵ اسفند

جشن اسفندگان




13 بدرتون بدر

سلام دوستان خوبم اميدوام تعطيلات نوروز عالي گذشته باشه و۱۳ بدر خوبي داشته باشيد واين روز كه روز طبيعت هست  بهتون خوش بگذره با اين اميد كه طبيعت رو سالم نگه داريد و زباله هاتون رو تو اون رها كنيد  

 

 

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست / دریاب که هفته‌ی دگر خاک شده ست

می نوش و گلی بچین که تا در نگری / گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

(با آرزوی روزی شاد در کنار طبیعت)

 

اس ام اس های سیزده بدر سال91

اينم براي مزاح براي كسايي كه ميخوايد پيام بديد

فرا رسیدن اول آوریل، و روز ۱۳ بدر

روز دروغهای شاخدار را به صاحب اصلی این روز

یگانه معنا کننده ی واژه ی “دروغ” در جهان هستی و جانشین خلف پینوکیو

تبریک و تهنیت عرض می نماییم !

ادامه نوشته

چهار شنبه سوریتون مبارک

بر خلاف يك تصور نابجا تقديس آتش ، نه به دليل پرستش آن كه در واقع نوعي نشانه و اثر از روشنايي و حقيقت اهورا مزداست و نقشي كنايه اي دارد .

 سلام به تمام دوستان گلم منم به شما دوستان عزیز جشن سوری (چهارشنبه سوری ) را تبریک میگم . وامیدوارم سرخی وشاد بودن  آتش رو تو وجودتون وزردی وچیزهای بد وجودتون به آتیش بسپارید

جشن سوري و يا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوري ميخوانيم ، جشني است كه مانند بيشتر جشن هاي ايراني كه به ستاره شناسي بستگي دارند مبدا همه حساب هاي علمي و تقويمي است .

ادامه نوشته

روز سپندار مذگان روز عشق وروز احترام به مقام زن

روز سپندار مذگان روز عشق وروز احترام به مقام زن مبارک

ادامه نوشته

جشن سده: جشن بزرگ آتش با خاستگاه کیهانی وشکرگزاری از خدا

جشن سده ؛ بزرگترین شادروزی ایرانی؛ بعد از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان

جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن‌ آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های گروهی و اشتراکی شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم کم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌کنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

ادامه نوشته

7 ابان ,روز بزرگداشت کوروش کبیر

7 ابان روز بزرگداشت  ، کوروش کبیر بزرگ مرد ایران وروز جهانی حقوق بشر و روز بزرگداشت این بزرگوار را به جهانیان وبه خصوص  مردم ایران زمین تبریک وتهنیت عرض میکنم


من کوروش هستم ، شاه هخامنشی

ای مردی که هر که هستی و از هر کجا می‌آیی

زیرا می‌دانم که خواهی آمد

من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید .

با من مشاجره مکن یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است

یک مشت خاک ایران است که پیکر مرا پوشانده!!!

  

 

مسجد وکلیسا درکنارهم

مسجدی در همسایگی کلیسا

در شهر آبادان، مسجد و کلیسایی دقیقا

 در همسایگی یکدیگر قرار دارند و تنها یک دیوار فاصله میان آنهاست.

 

جشن «خردادگان»


 6 خرداد


جشن «خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد» (در اوستایی «هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رسایی و كمال و بعدها نام یك از اَمْشاسْپَندان.

خردادگان شاد

در دوران باستان در سرزمين ما یعنی ایران همیشه جاوید در روز ششم از ماه خرداد، به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشني برگزار مي شده به نام چی ؟ خردادگان آفرین . خرداد پنجمين امشاسپند از شش امشاسپند در آيين ايرانيان باستان است. خرداد در زبان پهلوي، هَئورْوَتات Haurvatat كه مركب است از هَئورْوَ Haurva به معني رسايي و كمال و جزء دوم تاتtat پسوند است كه دلالت بر اسم مجرد مونث مي نمايد. پس اين نام صفت است، از صفات اهورامزدا كه نشانه كمال و رسايي اوست. اما در عالم مادي و زمين، نگاهباني آب با خرداد است.

نياكان ما در اين روز به سرچشمه ها يا كنار رودها و ساحل درياها مي رفتند (شمالی های عزیز از جمله محراب اگه رفتین جای منم خالی) پس از ستايش اهورامزدا روز را با شادي و سرور با خانواده و دوستان مي گذرانده و به يكديگر گل نيلوفر يا ياس پيشكش مي نمودند.(برای منم گل بفرستین یاس میخوام نیلوفر خوشم نمیاد)

خرداد ماه واپسین ماه بهار است

خود اوج است و در اوج بهار است

ماهی ست پر طراوت و نسیم

که نسیمش نوازشگر جان است

و چه درون زیبا بودند نیاکان ما

یكم خرداد<<شصت بهار>>

یكم خرداد/ اورمزد روز جشن «ارغاسوان/ اریجاسوان» <<شصت بهار>> ، نام یكی از جشن‌های خوارزمی است كه بیرونی نام شماری از آنها را همراه با جشن‌های سغدی در «آثارالباقیه» (فصل‌های دهم تا دوازدهم) آورده است. بی‌گمان هیچیك از هـر دو تلفظ‌ یاد شده در نسخه‌های خطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرور زمـان به دلیل نبود آشنایی كاتبان با نام‌های كهن، شكل صحیح خود را از دست داده‌اند. امروزه حتی تلفظ صحیح این نام‌ها نیز معمولاً امكان‌پذیر نیست، اما بیرونی معنای آنرا «نزدیك شدنِ گرما» می‌داند. به روایت آثارالباقیه این جشن در نخستین روز ماه «هروداد» كه شكل خوارزمی «خرداد» است، همزمان با كاشت كنجد برگزار می‌شده است. او این جشن را به دورانی كهن منسوب می‌دارد.
امروزه همچنان كاشت كنجد، پنبه،كرچك و دیگر دانه‌های روغنی در استان‌های مركزی ایـران و گاه همراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام می‌شود.

50 بدر

۵۰ بدر  رسمی قدیم در بعضی از نقاط ایران  است و روز ی است که بانوان  در این روز در مکانی مشخص جمع شده و برای باریدن هرچه بیشتر باران و  زیادشدن  نعمات دعا می کند وهر چیزی که بتوانند در این روز به عنوان نذری پخش می کنند تا به یمن این نذرشان دعای آنها بر آورده شود

۵۰بدر از رسمهای قدیمی ایران است که با آمدن اسلام رنگ وبوی خاصی گرفته ومضامین اسلامی نیز در آن ادغام شده است  ومصادف است با ۱۹ اردیبهشت هر سال  که البته این مراسم در هر شهری تفاوتهای خاص خود را دارا می باشد

شیرزنان تاریخ ایران



آرياتــس

یكی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.

پريــــن

بانوی دانشمند ايرانی.
او دخترِ کِی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و كنار ممالک اریایی گرداوری نمود و یكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است.

آرتادخـــت

وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی.
به گفته كتاب اشكانیان اثر دیاكونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی كوچكتـــــرین خطایی مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.
چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه دزدان دزیایی و دیگری باج گیری از درآمد توانگران بوده است.

فــرخ رو

نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است.
وی از طبقه عام كشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

فرانـــک

همسر آبتين و مادر فريدون که در رهاندن و زنده ماندن فريدون از دست دژخيمان ضحاک ( آژیدهاک ) رنجها برد و در به قدرت رسيدنش نقش اساسی داشت.

پــوراندخت و آزرميــدخت

پوراندخت شاهنشاه ایران در زمان ساسانی بود و زنی بود كه بر بیش از 10 كشور آسیایی پادشاهی میكرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریكه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود.
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود و در یکی از دشوارترین شرایط تاریخی ایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسید.

ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م) (به معنی دختر پیر نشدنی) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسروپرویز پسر هرمز پسر انوشیروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهر خویش پوراندخت لشكریان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که یکى از مدعیان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمى‌دخت علناً وعده‌ى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را دید (بنا به فرهنگ معین چون "آزرمیدخت نمی‌توانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخ‌هرمز، به خون‌خواهى پدرش لشکر به پایتخت کشید و پس از سرنگونی آزرمى‌دخت، ملکهٔ ساسانی را نابینا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این ملکه اطلاعی در دست نیست.

پاره ای از اشعار حکیم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت:

یکی دختری بود پوران بنام     چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان بر او گوهر افشاندند       بران تخت شاهیش بنشاندند
چنین گفت پس دخت پوران که من     نخواهم پراکندن انجمن
کسی راکه درویش باشد ز گنج     توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گیتی کسی مستمند     که از درد او بر من آید گزند
ز کشور کنم دور, بدخواه را     بر آیین شاهان کنم گاه را

یکی دخت دیگر بد آزرم نام     ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست     گرفت این جهان رابه دست
نخستین چنین گفت کای بخردان     جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم       کزین پس همه خشت, بالین کنیم
ز آنکس که باشد مرا دوستدار     چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد      بپیچید ز آیین و راه خرد

منيــــژه

دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.

کتایـون

دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و به او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست.

«جشن چهلم نوروز»

در روز دهم ارديبهشت كه آبان روز از ارديبهشت خوانده مي‌شد جشن ديگري برپا مي‌داشتند به نام «جشن چهلم نوروز» يا چلمو که با فاصله چهل روز نوروز برگزار میشود . اين جشن امروزه نيز در مناطق مركزي ايران كم و بيش انجام مي‌شود. در شيراز برگزار كنندگان جشن در كنار حوض ماهي سعديه زنان و مردان در ساعاتی جداگانه در چشمه سعدی آبتنی می كنند و بر این باور بودند كه در این روز ماهی ای سر از آب بیرون می آورد و انگشتری زرین را با خود می آورد كه نشانه بخت و اقبال است
و در كرمان نيز با زيارت «شاه خيرالله» و پختن آش شير، اين مراسم را برگزار مي‌كنند

3 اردیبهشت جشن گیاه آوری


جشن گیاه آوری : اين جشن بهانه اي بوده براي تقديس گياهان و درختان و احترام و گراميداشت اين زيستمندان . در اين روز مردم به دامان طبيعت مي رفتندو لحظاتي را با گلهاو گياهان سپري مي کردند . همچنين روز گردآوري گياهان دارويي از صحرا نيز همين روز بوده است . بديهي است که چنين جشني بايد در ابتداي ارديبهشت برگزار مي شده که به طور معمول در اغلب نقاط ايران طبيعت يک سره سبز و پربار مي شده است . گردآوري گياهان از صحرا با مراقبت و دقت بسيار انجام مي شده و لطمه به گياهان باگردآوري بيشتراز حد لازم را گناهي بس بزرگ مي داشته اند . "جشن گياه آوري" نيز ازجمله آئين هاي طبيعت گراي بي نظير نياکان ما به شمار مي رود و سابقه اي از آئين مشابه درسرزمين ها و فرهنگ هاي ديگر وجود ندارد. " ايرن " جشن گياه آؤري را به همه ايرانيان دوستدار طبيعت شادباش مي گويد.

جشن اردیبهشت‌گان

جشن اردیبهشت‌گان در اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است. مطابق گاه‌نمای قدیم که هر ماه سی روز بوده، این جشن در سوم اردیبهشت می‌باشد، ولی مطابق تقویم کنونی که شش ماه اول سال را سی‌ویک روز حساب کرده و یک روز به فروردین ماه افزوده‌اند، جشن اردیبهشت‌گان در دوم اردیبهشت قرار می‌گیرد.
در این جشن پادشاهان بارعام می‌دادند و موبد موبدان آیینی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می‌کرد و همه را نصیحت می‌کرد. سران هر گروه به پادشاه معرفی می‌شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گردیدند و به‌دریافت پاداش افتخار نایل می‌شدند. این روز به فرشته‌ی مقدس اردیبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماینده‌ی آیین ایزدی و نگهبانی آتش‌ها با اوست.
معمولن باید در این روز اردیبهشت«یشت» خوانده شود و به آتش توجه گردد و به‌خاطر مقام و مرتبه‌ی اردیبهشت، امشاسپند این جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می‌گرفتند و خود را برای قبول صفات این فرشته‌ی مقدس آماده می‌کردند. جشن اردیبهشت‌گان همان عید گل است که در میان سایر ملت‌ها با تجلیل فراوان بر پا می‌شود.
اَردی‌بهشت از واژه‌ی اوستایی «اَشه وَهیشته» و پهلوی «ارت وهیشت» به مانک بهترین راستی و نام یکی از امشاسپندان (جاودانان مقدس) گرفته شده است.



ایرانیان در این روز لباس سپید که نماد پاکی است بر تن می‌کنند و با سرهای پوشیده با کلاه یا روسری ِسپید، به آدُریان (آتشکده‌ی اصلی هر شهر) می‌روند و نیایش اهورامزدا را به جا می‌آورند.
در بخشی از اوستا می‌بینیم که اهریمن با ظهور زرتشت می‌گریزد با فریادی این چنین که: زرتشت مرا بسوزانید با اشه وهیشته، و از زمین براند مرا که چون اهریمن نماینده‌ی بی‌نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است، با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می‌گردد.
برای همین است که «محمدبن‌خلف تبریزی» در «برهان قاطع» می‌گوید: «این واژه به معنای آتش است».
و باز«خلف تبریزی» آورده است که: «در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چوناین ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گل‌ها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند.»
وبه همین سبب است که «کوشیار گیلی» در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان جشن» یاد کرده است.
نام‌های روزهای سال‌شمار ایرانی بدین گونه نام گذاری گردیده‌اند: هفت روز نخست، نام هفت امشاسپند و از روز هشتم تا سی‌ام نام‌های ایزدان می ‌اشند. پس جشن اردیبهشت‌گان نیز از جشن‌هایی است که برای بزرگداشت یکی از امشاسپندان، مهین ایزدان برگزار می‌گردد.ا
در جشن اردیبهشت گان، به آتش احترام و توجه ویژه ای می‌گردد، اردیبهشت یشت اوستا خوانده می‌شود و مردم در این روز تلاش می‌کنند که با پیروی از اشا یا راستی، این امشاسپند را از خود خشنود نگهدارند. اگر اردیبهشت از کسی خشنود باشد دیگر امشاسپندان نیز از او خشنود خواهند بود.ا
از آن‌جایی که اردیبهشت بهترین راستی است و همچنین به دلیل وکالت او بر آتش، آتشی که در بر پایه باورهای ایرانیان برای آزمون راستی مورد استفاده قرار می گرفته، هم‌چون گذر سیاوش از آتش، اوست که می‌تواند نیک و بد را از هم بازشناسد.ا

ایران من

به یه ترکه می گن، نظرت درباره فارسها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه فارسه می گن، نظرت درباره اصفهانیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه اصفهانیه می گن نظرت درباره لرها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه لره می گن نظرت درباره آبادانی ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه آبادانیه می گن نظرت درباره رشتیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه رشتیه میگن نظرت درباره کردها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه کرده می گن نظرت درباره قزوینیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه قزوینیه می گن نظرت درباره مشهدیا چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه مشهدیه میگن نظرت درباره مازندرانی ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه مازندرانیه می گن نظرت درباره بلوچ ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه بلوچه می گن نظرت درباره … چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.

به یه … میگن اینجا کجاست؟ میگه اینجا ایرانه…ایرانی جماعت به هموطن خود توهین نمی کند.

به بهانه یادروز سعدی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشنده دستگیر کریم خطا بخش پوزش پذیر

عزیزی که هر کز درش سر بتافت به هر در که شد هیج عزت نیافت

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.

در اقصای عالم بگشتم بسی به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه ای یافتم ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد ندیدم که رحمت بر این خاک باد

نکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است، شهرت بسیاری است که در حیات خویش حاصل کرد. پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند. اما گمان می رود که هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدی نرسیده اند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتی دارد، درست و دور از مبالغه است.
 

جشن های نیاکان ما

نیاکان ما،ایرانیان باستان،به گواهی تاریخ،از شادترین ملت های جهان بوده اند.آنان روزهای بسیاری از سال را به برگزاری جشن می پرداخته اند.انگیزه این جشن ها،گذشته از شادی فطری نژاد ایرانی،پاس داشت یاد روزهای سرنوشت ساز درتاریخ این نژاد کهن و سرزمین ایران بوده است.این جشن های اسطوره ای،هنوز هم در میان پاره ای از ایرانیان ،هرچند اندک برگزار می گردد.از میان این جشن ها،4جشن از همه پرارزش تر بوده است

جشن نوروز:روز اول تا ششم فروردین ماه
نوروز،بزرگترین جشن ایرانیان باستان،برابر با 1 فروردین خورشیدی و21 مارس میلادی است
ایرانیان بر این باور بودند که در این روز،خداوند آفرینش جهان را به پایان رساند.آنان جمشید،پادشاه باستانی قوم آریایی را پایه گذار نوروز و دیگر آیین های نیکو دانسته اند.در 6روز برگزاری جشن نوروز،آیین های ویژه ای برگزار می شد که بسیاری از آن ها هنوز به جا مانده است.ایرانیان برای این جشن،خانه های خود را پاکیزه می کردند،مکان برپایی جشن را می آراستند،بر روی میزی کوزه ای آب،گلدانی از گل،و آتشی افروخته می گذاشتند.در شب پایانی سال،چراغ خانه درگذشتگان خود را روشن می کردند.چون بر این باور بودند که روان درگذشتگان به خانه های خود بازمی گردند و از روشنی چراغ شادمان می شوند.هم چنین در سپیده دم نوروز،بدن خود را با آب شست و شو و پاکیزه می کردند.از دیگر آیین های نوروز،پوشیدن جامه نو،آراستن سفره هفت سین و کاشتن سبزی در هفت گونه دانه بود و هرکدام از آن دانه ها که بهتر می رویید،نشانه رونق کشت آن نوع دانه در آن سال بود.این آیین نشانگر ارزش کشت و کار در میان ایرانیان باستان است

جشن تیرگان:روز 10 تیرماه

تیرگان روز بزرگداشت میهن دوستی است.در اسطوره های ایرانی چنین آمده است که در زمان منوچهر-شاه باستانی ایران-تورانیان -اقوام همسایه شمال شرقی ایران-که همواره برای دستیابی به سرزمین حاصلخیز ایران،با ایرانیان در جنگ بوده اند،بر ایرانیان چیره گشتند و شرط پایان جنگ را چنین گذاشتند که مرز ایران به وسیله پرتاب یک تیر تعیین گردد و هرجا آن تیر فرود آمد ،همان جا مرز میان ایران و توران باشد.این شرط سخت سبب از دست رفتن بخش های وسیعی از ایران می گردید.سروش ایزدی به منوچهر پیام آورد تا کمانی ویژه بسازد و سرنوشت مرزهای ایران را به دست کمانگیری پاک نهاد و دیندار به نام آرش بسپارد.چون هنگام پرتاب تیر رسید،آرش به همگان گفت:مرا برای آخرین بار ببینید،چون می دانم که پس از پرتاب این تیر،پیکر من پاره پاره خواهد شد.آن گاه،تیر را با نیروی ایزدی و تمامی توان خویش پرتاب کرد و همانگونه که گفته بود در همان جادرگذشت
آن تیر،در دورترین جای سرزمین خراسان بزرگ بر تنه درختی نشست و مرزهای سرزمین ایران را بر همان جای نهادند.ایرانیان به پاس این جانفشانی آرش کمانگیر،در این روز خجسته،جشنی به نام تیرگان برپا می داشتند

جشن مهرگان:روز 10مهر تا 16 مهرماه
جشن مهرگان،پس از نوروز،بزرگترین جشن ایرانیان بوده است.این جشن به نام مهر(میترا)که فرشته برابری،دوستی ،پیمان و روشنایی است برپا می گردد.بر پایه داستان های کهن،در این روز،کاوه آهنگر،بر ضحاک ماردوش،بیگانه بیدادگری که بر ایرانیان فرمان می راند،شورید و ایرانیان،فریدون -که دارای فره ایزدی بود- را به پادشاهی برگزیدند.این روز را می توان جشن بازیافتن آزادی و رهایی از ستم بیگانگان و نیز روز پیروزی نیکی بر بدی دانست.پادشاهان ساسانی در این روز،مردم را پذیرا می شدند و هرکس می تواست برای دادخواهی به نزد شاه برود.این جشن به اندازه ای ارزشمند بود که پس از اسلام نیز از بین نرفت و در زمان خلفای اسلامی باشکوه تمام برگزار می گردید.هنوز هم در برخی کشورهای عربی،این روز به نام "مهرجان" دستمایه برپایی جشن و پایکوبی است.از آیین های این جشن درمیان ایرانیان،پوشیدن جامه های نو،گستردن سفره های رنگین و نهادن آیینه،گلاب،نوشیدنی و به ویژه انار در آن سفره بود

جشن سده:روز 10 بهمن ماه
جشن سده از جشن های بزرگ نژاد آریایی است و به زمان پیش از تاریخ باز می گردد.داستان این روز را فردوسی،شاعر بزرگ پارسی در کتاب ارجمند خود،شاهنامه،که هویت نامه نژاد ایرانی است،چنین آورده است:هوشنگ ،شاه دوران پیشدادی،روزی به هنگام شکار با ماری سیاه روبرو می شود و سنگی به سوی او پرتاب می کند.مار می گریزد ولی پس ازبرخورد سنگ با سنگی دیگر،آتش پدیدار می شود و خار و خاشاک پیرامون خود را روشن می سازد.هوشنگ و دیگر بزرگان آن را ارمغان خداوند می شمارند گرد آن به جشن و پایکوبی می پردازند و آن آتش را جاودان روشن نگه می دارند.ایرانیان باستان،این روز را فرخنده می دانستند و در آن به جشن و پایکوبی وبرافروختن آتش می پرداختند.شاید جشن چهارشنبه سوری کنونی،بازمانده ای از جشن سده باشد.نام این جشن را از این رو سده گذاشتند که 50 روز و 50 شب به جشن نوروز مانده است

بااستفاده از کتاب:فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی،دکتر محمد جعفر یاحقی،چاپ 1375،انتشارات سروش

دانستنی های جالب از پارسه ( تخت جمشید )

ادامه نوشته

تقدیم به همه هموطن های عزیزم

من از تـبـــار آرشــم , مـن کـــــــورشم مـن آتشـــم
من موجــم و دریـــاوشم , طوفــانی ام , طوفانی ام


اویـغـور و بـربـر نیستـم , سلجـوق و سنـجـر نیستـم
من شیخ سرخر نیستم ,اشکانی ام , ساسانی ام


هر خسروی پرویز نیست, هر استری شبدیز نیست
هر نقش شور انگیز نیست,من مزدکم ,من مانی ام


من نیستــم حزیــــان سُـــرا , چون جغد در ویرانسرا
ای کاش می دیدی مرا در وقــت خوش الحـــانی ام


در زیـــر دستـــار ریــــــا , پنهــــان شده صد مـــافیــا
گر زُهد این است حالیا , انســان نبـــایدخـــوانی ام


من نیستم از قوم لوط , سروم نــه کــج شــاخ بلوط
هـــرچنــــد در حـــال سقوط , در درۀ حیـــــوانی ام


ایــــران شده ویـــــرانه ای , بر تخت آن دیــــوانه ای
ایـــن ظلـم روز افـــزون بُــوَد تـــاوان نـافـــرمــانی ام


چون شیـــر عمری زیستم, من شکل گـُربه نیستم
خـــواهی بــدانی کیستم , ایــرانی ام , ایــرانی ام


پرهیز کُن شهرو چو من , از شیخ و خاخام و شمَن
آخـــر نمی بینی مـگـــر ایـــن داغ بــر پیشـــانی ام

مراسم جالب روستای آسک

روستای اسک از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل استان مازندران می باشد. در این روستا مراسم مردگیران (روز زن) كه یادگاری از جشن اسفندگان باستانی است اجرا می شود.
مراسم ورف چال (چاه برف) و یا روز حکومت زن در اواخر فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت ماه (هنگام کاهش برف‏های کوهستانی)، برگزار می‏شود. صبح روز ورف چال، تمامی مردان، در مرکز روستا جمع می‏شوند و با چاوشی خوانی، به سمت مراتع اسک وش (جایگاه یخچال‏های مصنوعی) حرکت می‏کنند.
در این روز هیچ مردی در روستا نمی‏ماند مگر سالخوردگان یا بیماران که حق خارج شدن از خانه را ندارند. این روز، که اداره امور روستا در اختیار زنان است، به روز حکومت زن یا زن شاهی معروف شده است. زنان روستا، طی مراسم خاصی، چند نفر از زنان را به عنوان شاه، وزیر، داروغه و نگهبان انتخاب می‏کنند و انواع شیرینی و نان محلی می‏پزند و به جشن و پایکوبی می‏پردازند.
چون هیچ مردی تا غروب، حق ورود به روستا را ندارد، همه زنان آزادانه لباس‏های مورد علاقه خود را می‏پوشند و شادی می‏کنند. مردان نیز، در این روز به صورت گروهی به کوه‏های اطراف می‏روند و برای فصل کم آبی، یخچال‏های مصنوعی را با برف کوهستان پر می‏کنند. نهار را به صورت گروهی می‏خورند و اگر ورف چال مصادف با عید خاصی باشد، به جشن و پایکوبی و اگر مصادف با ایام عزاداری باشد، به سوگواری می‏پردازند. از دیگر مراسم این روز، رسم راه وردان، بین نامزدها است که طی آن خانواده عروس، برای داماد خود هدایایی می‏فرستد تا داماد، میان جوانان سربلند باشد.

کیومرث

ا گیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی، گَیومَرَتَن در اوستایی نام نخستین نمونه انسان در جهانشناسی اساطیری مَزدَیَسنیان و نخستین شاه در شاهنامه است.
گیومرث در زبان اوستایی از دو جز گَیو (به معنی زندگانی) و مَرَتَن (به معنی میرنده یا فناپذیر) تشکیل یافته‌است.

گویا در یکی از نسکهای مفقود اوستا(ی ساسانی) به نام «چهرداد» سرگذشت کیومرث به تفصیل آمده بود. خوشبختانه خلاصهٔ این نسک در کتاب پهلوی دینکرد آمده‌است. گیومرث در اوستا با صفت «نخست‌اندیش» آمده‌است زیرا نخستین کس است که پیام اهورامزدا را دریافت کرد.

در متون پهلوی آمده‌است که هرمزد کیومرث را در گاهنبار ششم (ششمین و آخرین دورهٔ آفرینش) آفرید و این آفرینش هفتاد روز به طول انجامید. بلندای کیومرث شش نای، و درازا و پهنای او به یک اندازه بود. کیومرث به مدت سه‌هزارسال پس از خلقت بی‌حرکت بود و وظایف دینی انجام نمی‌داد ولی به آن می‌اندیشید. تا اینکه اهریمن به همراهی دیوان بر جهان تاخت از آن پس کیومرث فناپذیر شد و پس از آن تازش به مدت سی‌سال بزیست. چون کیومرث مرد بر سمت چپ افتاد و نطفهٔ او بر زمین ریخت. ایزد نریوسنگ نگهبانی دوسوم آن و سپندارمذ نگهداری یک‌سوم آن را بر عهده گرفت. از نطفهٔ کیومرث نخستین جفت مردمان به صورت دو شاخه ریواس روییدند. نام این جفت به صورتهای مختلف آمده‌است: «مشی و مشیانه»، «مشیگ و مشیانگ»، «مرد و مردانه» و .... تمام مردم از فرزندان مشیگ و مشیانگ هستند.

شادروان مهرداد بهار اظهار داشته‌است که اسطورهٔ کیومرث اسطوره‌ای جدیدتر است و به پس از کشف فلزات بازمی‌گردد و در اسطورهٔ کهن‌تر (مربوط به اقوام هندوایرانی) جم و خواهرش نخستین زوج مردمان بشمار می‌آمدند.

هرچند در متون پهلوی تکیه بر نخستین‌انسان‌بودن گیومرث است ولی اشاره به پادشاهی او نیز شده‌است. برای نمونه در دینکرد به او لقب «گرشاه» به معنی شاه کوهستان داده شده‌است.

گیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته شده‌است که سی سال شهریاری جهان را بر عهده داشت. در شاهنامه نیز مانند متون پهلوی به کوه‌نشینی کیومرث اشاره شده‌است:

که چون نو شد او بر جهان کدخدای نخستین به کوه‌اندرون ساخت جای

به علاوه او کسی‌است که پلنگینه (به معنی کلی‌تر پوست جانوران) بر تن می‌کند و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می‌شود:

سر بخت و تختش برآمد به کوه پلنگینه پوشید خود با گروه
...
ازو اندر آمد همی پرورش که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

از بعد از شاهنامه دیگر چندان نامی از کیومرث در ادبیات فارسی نمی‌بینیم. کیومرث هرگز به شهرت شهریاران بزرگ بعدی چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه کیومرث فرزندی دارد سیامک نام، که به دست فرزند اهریمن (در زمان حیات کیومرث) کشته می‌شود

ایران کشور اولینها در جهان

اولین کشوری که به تاسیس بیمارستان پرداخت ایران بود.( روانسون)



اولین ملتی که احتیاج به مواد خوراکی و زراعی نداشتند ایرانیان بودند.(سقراط)



اولین هیات اجتماعی که در ازدواج و سپس در عائله و خانواده و بعد در یک مملکت تشکیل شده، در ایران بوده است.(سیسرون)



اولین دولتی که ثبت اسم و علائم و صورت و قیافه واردین و بیگانگان را به کشور مقرر داشت دولت ایران بود.(روانسون)



اولین ملتی که خدمت سربازی را معمول و مدارس مخصوص جهت تعلیم ایجاد کرد و جوانانش را بدون رعایت اصل و نسب یکسان در آنجا تحت مراسم سخت گذاشت ایرانیان بودند.(سقراط)



ایرانیان برای حفظ احترام به همدیگر هرگز در حضور هم آب دهان بر زمین نمی اندازند.(هرودت)



ایرانیان از کردارهای ناپسند هرگز سخن نمیگویند.(هرودت)



ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروت شام و آشور برابر نمیکنند.

ایرانیان در هر کاری میانه روی را اتخاذ می نمایند.(گزنفون)



ایرانیان اولین ملتی بودند که با زرخریدان و بردگان خود چون فرزند رفتار میکردند.(هرودت)



ایرانیان در معابر و انظار مردم هیچ ننوشند و هیچ نخورند.(گزنفون)



ایرانیان با کمال دقت و احتیاط از سخنان بیهوده،حذر مینمایند و از کردارهای ناپسندیده هرگز سخن به زبان نمی رانند.(هرودت)



ایرانیان از دروغ و ناسپاسی و فریب می پرهیزند و از این روست که یونانیان با دیده حرمت و حیرت و احترام به آنان مینگرند.(گزنفون)



ایرانیان در هرکس صفات نیک میبافتند به دیده بزرگی و احترام بدو مینگریستند،هر چند که آن خوی در یکی از دشمنان آنان ظاهرمیشد.(هرودت)



ایرانیان همانطور که از مرض طاعون حذر میکنند از استعمال مسکرات نیز متنفرند.(آمیان)



ایرانی با اخلاق ترین ملل دنیاست و حسن ظاهر دلیل است بر حسن باطن.(سقراط)



ایرانیان بر نفس خویش تسلطی سخت دارند و همیشه میکوشند تا هرگونه بدی و زشتی را از خویش دور سازند.(هرودت)



ایرانیان دروغ را زشت ترین چیزها شمارند و بعد از دروغ قرض را سخت بد دارند و گویند"قرض دار گذشته از گناه قرض،بسا باشد که در مقابل وام خواه مرتکب دروغ نیز شود."(هرودت)



ایرانی بی باک ، فداکار و با تربیت است. (سقراط)



ایرانیان رسم بر این دارند که پرستش خداوند بر قله های مرتفع به جا آورند.(هرودت)



ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی نیکو هستند.(سقراط)



ایرانیان بواسطه تعالیم عالی از هر نواقصی بری هستند.(پلوتارک)



ایرانیان در کارهای خود استعانت از خدا جویند و فتح و پیروزی از او خواهند و دعای خیر را مخصوص خود نکرده ،همواره در هنگام عبادت،سعادت و سلامت خود و دیگران را از خداوند آرزو میکنند.(هرودت)



ایرانیها صفاتی دارند که در هیچکدام از ملل قدیم حتی رومیها هم نبوده این صفات عبارتند از : ادب،شجاعتِ اخلاقی و جوانمردی...صفات مذکوره را ایرانیها از ابتدای تاریخشان دارا بوده اند.(کریستین سن)



ایرانیان فوق العاده تسلط بر نفس دارند و همیشه سعی دارند هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازند.(هرودت)





ایرانیان ، شوخی و خنده و کارهای ناپسند را در مجالس بسیار زننده و بد میدانند.(هرودت)



خیلی بهتر بود یونانیان مغلوب ایرانیان میشدند تا مغلوب رومیان.(نیچه)





اگر در غربت طلا ببارد و در وطن سنگ، بهتر است در وطن بمانی. ضرب المثل آفریقایی



منابع: کتابهای: رهنمون-غلامحسین ذوالفقاری---گنج گهر-علامه برقعی---مکالمات-کهنفوسیوس----در جستجوی خوشبختی-لردآویبوری و...........




ایـــــــــــــــــــرانی! قدر ایـــــــــــــــــــــرانی بودنت رو بـــــــــدون و بهـــــــش افتــــــــــــــــــخار کن

دست بزن به افتخار خودمون

جشن فروردينگان مبارک

می دانيم در آيين مزديسنی وقتی نام ماه و روز با هم موافق می افتد آن روز را جشن می گيرند روز نوزدهم فروردين ماه که فروردين روز نام دارد از جمله آنست و آنرا جشن فروردينگان يا فروردگان می گويند يعنی هنگام جشن فروردين روز از فروردين ماه . اين جشن نيز همانطور که از اسمش پيداست به فره وهر درگذشتگان پاک تعلق دارد و بياد روان آنان می باشد.زرتشتيان عموما از بزرگ و کوچک در اين روز به پرستشگاه می روند اوستا می خوانند و به عبادت خدا می پردازند و برای شادی روان درگذشتگان جهت ساختمان های همگانی و رفع احتياج از نيازمندان با دادن پول يا مساعدت های ديگر اقدام لازم بعمل می آورند . نظير اين جشن در اديان ديگر نيز وجود دارد و آنرا جشن اموات می گويند . در نزد هندوان ستايش نياکان (pitara) شبيه فروردگان ايرانی می باشد.رمها نيز ارواح مردگان را باسم مانس پروردگارانی تصور کرده و فديه تقديم آنها می نمودند و عقيده داشتند روح پس از بخاک سپردن بدن بيک مقام بلند می رسد و هر چند آرامگاه آنان در زمين است ولی قادر است در روی زمين نفوذ و تسلطی داشته باشد . بواسطه فديه و قربانی توجه او را از عالم زبرين بسوی خود می کشيدند .ماه فوريه در قبرستانها عيدی برای مردگان می گرفتند و نياز می نمودند.در جشن فروردينگان پارسيان هند به آرامگاه می روند و در معبد آنجا چوب صندل بخور می دهند و موبدان باندر ميوه و گل مراسم آفرينگان خواندن دعا بجا می آورند جشن فروردگان شبه است به عيد (taussaint)نزد عيسويان کاتوليک که در اول ماه نوامبر عيد اموات شمرده می شود و از درگذشتگان ياد نموده و مزار آنان را با گل می آرايند.زرتشتيان ايران در جشن فروردگان بآرامگاه درگذشتگان می روند و اوستا می خوانند و احسان و انفاق می کنند و بوهای خوش به آتش می نهند و هفت جور ميوه خشک از قبيل خرما انجير سنجد کشمش و غيره در اصطلاح لرک نام دارد تهيه می بينند و موبد بر آنها اوستا می خواند و پس از خواندن اوستا که در واقع تبرک می شود بين مردم تقسيم می کنند.علاوه بر لرک ميزد نيز برای انجام مراسم آماده می شود ميزد عبارت است از ميوه های تر و خوراکی هايی است که برای تشريفات آفرينگان گذارده می شود . در اين روز نان مقدس هم که درون نام دارد (در اوستا دره ئونه) می آورند و بمردم می دهند و علاوه بر اين نان ديگری که از روغن کنجد درست می شود و نان گرد است و به سورک معروف است آماده می نمايند سورک مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می کنند و مخصوصا در قبرستان می برند و بمردم می دهند .در اين روز معمولا قسمتی از فروردين يشت و همچنين نمازهای ديگر را که به آفرينگان اردا فروش يا فروردينگان و آفرين بزرگان معروف است می سرايند . در اينجا لازم است ياد آور شويم موبدان و ساير زرتشتيان پيش از خواندن آفرينگان يا قسمتهای ديگر اوستا آداب طهارت بجا می آورند يعنی وضو می گيرند و دست و صورت می شويند که در پهلوی پادياب گفته می شود . جشن فروردينگان بر تمام ايرانيان فرخنده باد و روان درگذشتگانتان شاد باد . پاينده ايران

** درفش شکوهمند و سرفراز کاویانی **نشان غرور و سربلندی ملت ایران

درفش ایران زمین در زمان شاهنشاهی پیشدادی و کیانی :


درفش کاویانی یکی از پرارزش ترین پرچم های جـــــــهان است که از روز

افرینش ادمی و خوی شهریگری ( تمدن ) گرفتن ، برافراشــــته شده است.

زیرا این پرچم چندین برتری به تمامی پرچم های جهان دارد و قراردادهایی

( امتیازاتی ) که در ان است در هیچ یک از دیگر پرچــــــــم های در سراسر

جهان یافت نمیشود.



* این پرچم از دل توده های مردم بیرون امده و از یک پیشبند چرمی اهنگری

دلاور که برای درهم کوبیدن ستم و شکنجه بیدادگران تازی به پا خواســــت ،

فراهم امده است.



* این پرچم مردمی است و به دست مردم ساده ولی دلیر کوچه و خــــــیابان

درست شده و پرچم رسمی کشور به شمار امده و پذیرفته گــــــــــــشته است

ولی همه پرچم های دیگر جهان پیمانی ( قراردادی ) میــــــباشد که از سوی

گردانندگان کشور ساخته و پرداخته و به مردم پذیرانده شده اند.



* هر کشوری پس از گزینـــــــــش پرچــــــــم برای رنگ ها و نشانه های ان

درون مایه هایی برگزیده است . ولی درفش کاویانی هنگام برافراشـــته شدن

همه درون مایه خود را به همراه داشت ؛ زیرا در پیــکار با

دشمن خونخوار و برای سرنگونی او پیشاپیش مردم به پا خواســــــــته و به

جنبش و چرخش درامد.



* این پرچم برای ازادی ایران زمین از دست بیگانــــــــگان چیره بران از دل

توده های به خروش امده برپا گردید.



* این پرچم کهن ترین پرچم جهانی میباشد و به دست ایرانیان عامه برافراشته

شده است.



* نشان غرور و سربلندی ملت ایران در میان یونانیان و رومیان و ملـــت های

باستانی ان روزگار دارد.



* نماد سپاس از گذشتگان کشورمان است و ترجیح ندادن هیچ **فرهنـــگی** را به

**فرهنگ کهن** نیاکانمان.



* یکپارچگی و اتحاد اقوام مختلف و کهن ایـرانی و ایجاد یک امپراتوری قدرتمند

و شکوهمند در برابر استکبار جهانی است.



* تندیس و نماد شش هزار سال پادشای ایران و شکوه ارتش شاهنـــــــشاهی در

جهان است.

تاریخ درباره درفش شکوهمند کاویانی چه میگوید :



تاریخ طبری مینویسد که درفش کاویانی از پوست شیر بود و پادشاهان ان را به

به زیور بیاراستند و زر و سیم و گوهر بر ان پوشاندند ، انرا اختر کاویــــان نیز

می نامیدند که جز در کارهای بزرگ نمی اوردند و جز برای شــاهزاده ای که به

کارهای بزرگ فرستاده میشد ، برنمی افراشتند .



فردوسی پاک نهاد قدمت درفش کاویانی را با احتساب نخستین شاهنــــــــــشاهی

ایرانی 6600 سال (( پیشدادی و کیانی )) خوانده و در وصـــــــف چنین درفش

باشکوهی چنین گفته :



میان سپاه کاویان درفش

به پیش اندرون تیغهای بنفش

درفش شاهنشاهی با بوق و کوس

پدید امد و شد زمین ابنوس

یکی زرد خورشید پیکر درفش

سرش ماه زرین غلافش بنفش



منابع دینی ایران درباره درفش ملی :



* فروهرهای نیک توانای پاک مقدس را میستاییم که لشکر بیشمار بیارایند و سلاح

به کمر بسته با درفش های برافراشته درخشان . ( ایضا در کرده بیست و نه )



* فروهرهای پاکدین سام گرشاسب دارنده مسلح به گرز را میســـــتاییم . او را که

برای دشمنان بازوان قوی دارد و با سنگ فراخ و با درفش های پهن با درفـــــش

های گشوده و سرافراز برای مقاومـــــــــت کردن در برابر راهزنان ویران کننده و

هولناک میباشد . ( همان پشت بند صد و سی و نه )



بدانست خود که فریدون کجاسـت

سراندر کشید و همی رفت راست

بیامد به درگاه سالارنو

بدیدنش انجا و برخواسـت گو

چو ان پوست برنیزه بردید کی

به نیکی یکی اختر افکند پی

بیاراست ان را به دــیبای روم

زگوهر بر و پیکر و زرش بوم

فروگشت زو سرخ و زرد و بنفش

همی خواندش کاویانی درفش

چوبرزد سراز درفش بنفش

مه نوش شدش ماه روی درفش

یکی شیر پیکر درفش بنفش

بدادش همه زر غلاف درفش


سرنگونی درفش کاویانی به دست تازیان بیابان گرد :



درفش کاویانی که نماد فر و شکوه ازادی ، سربلنــــدی و بزرگی ایران زمین بود

بدبختانه در هزار و چهارصد سال پیش در تازش وحشـــــــیانه تازیان به ایران از

دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ایران زمین بر زمین افتاد و دیگر برافراشـته

نشد و این اندوه بردل افسرده ایران پرستان همچنان برجا ماند .



امروز بسیاری ان را به دست فراموشی سپرده اند گروهی از ان یاد برنمی اوردند

دسته ای ان را نمیشناسند ، برخی بی انگار مانده اند ... که همه اینها ســـــــــخت

درداور و رنج دهنده اند.



درباره سرنگونی درفش کاویانی و ارزش ان بلـــــــــــعمی ( ترجمه تاریخ تبری )

مینویسد :



چون مسلمانان تازی خزینه ملوک عجم غارت کردند ، ان درفش پیش عمرابن خطاب

( که نفرین پارسیان بر او باد ) بماند. پس فرمود تا ان گوهرها بگشایند و ان پوست

بسوختند .


نیازی به گفتن نیست که تازیان چه کشتاری از ایرانیان کردند و با اوردن فرهنــــگ

بیابانی خود به سرزمین مهر و مردمی و نیکی و نیکخواهی ، چه زشتی و بدبـــختی

و تبه کاریهایی که نیافریدند و چگونه روزگار ایران و ایرانــــــی را سیاه کردند ،

با فرو افتادن درفش تاابد شکوهمند کاویانی و سوزانده شدن ان ، گذشته شـــکوهمند

ایران نیز به زیر زبانه های اتش فرو رفت و به خاکستر نشست.

خواهشی دارم از شما هموطن :

ای پسران و دختران کوروش بزرگ بیایید به رسم پدران خود درفش کاویانی را دوباره بر افراشته کنیم

بدا به حال شما ای غرب و شوق زدگان بدا به حال شما سگ صفتان هنگامی که حس میهن پرستی پارســـــیان بیدار شود

و بدانید که دران روز نمیتوانید جلودار خروش پارسیان باشید چون فریاد ایران ایران

گوشهای شما را کر خواهد کرد.

آيا معني ماه هاي ايراني را مي دانيد؟


 

 



فروردين؛ فروردهاي پاكان


فروردين نام نخستين ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان فرورتينام، در پهلوي فرورتين و در فارسي فروردين گفته شده كه به معناي فروردهاي پاكان و فروهرهاي ايرانيان است. بنا به عقيده پيشينيان، ده روز پيش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، براي سركشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر مي‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيكان، هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب، به دنياي ديگر مي‌روند

ادامه نوشته

روزهاي باستاني ايران

*******************************

با درود بر ايرانيان راستين :

در زير نام روزهاي باستاني ايران را براي شما آورده‌ام!
ايرانيان براي هر روز از 30 روز يك ماه،نام ويژه‌اي داشتند
در آنها بنگريد تا ببينيد اجداد نيك سرشت ما روزهاي خويش
را به چه نامهايي مي شناختند و آغاز مي كردند...بايد بگويم
روزهي هشتم و پانزدهم و بيست و سوم بنام دي مي باشد كه به
مفهوم آفريدگار است.براي اين كه در شمارش روزها اين 3 روز
از هم باز شناخته شوند آنها را با نام روزهاي پشت سرشان
مي خواندند.پيشكش مي كنم به تمام دوستداران فرهنگ ايران زمين!


1ـ اورمزد:ساده شده اهورمزدا#
2ـ بهمن:انديشه نيك#
3ـ ارديبهشت: بهترين راستي و پاكي#
4ـ شهريور: شهرياري نيرومند#
5ـ سپندارمد: فروتني و مهر پاك#
6ـ خورداد: تندرستي#
7ـ امرداد: بي مرگي و جاودانگي#
8ـ دي بآذر: آفريدگار#
9ـ آذر: آتش،فروغ#
10ـ آبان: آبها،هنگام آب#
11ـ خير«خور»: آفتاب#
12ـ ماه: ماه#
13ـ تير: نام ستاره باران#
14ـ گوش«گئوش»: جهان،زندگي هستي#
15ـ دي بمهر: آفريدگار#
16ـ مهر: دوستي،پيمان#
17ـ سروش: فرمانبرداري#
18ـ رشن: دادگري#
19ـ فروردين: فروهر،نيروي پيشرفت#
20ـ ورهرام: پيروزي#
21ـ رام: رامش،شادماني#
22ـ باد: باد#
23ـ دي بدين: آفريدگار#
24ـ دين: بينش دروني#
25ـ ارد«اشي»: خوشبختي،داريي#
26ـ اشتاد: راستي#
27ـ آسمان:آسمان#
28ـ زامياد: زمين#
29ـ مانتره سپند: گفتار پاك#
30ـ انارام: فروغ و روشنايهاي بي پايان#


يه روز

 



 

یه روز یه ترکه...

 

 

 

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

 

 یه روز یه رشتیه..

 

 

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

 

 

 یه روز یه لره...

 

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

 

 

 یه روز یه قزوینه...

 

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

 

 

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...

 

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

 حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!

این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه!

 

آیا میدانید معنی نام ماه های ایرانی چیست ؟

فروردین

فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می‌روند.

ادامه در لینک زیر

ادامه نوشته